صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 37
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
وجود ماديّشان دائما در تجدّد وتبدّل وبيقرارى هستند ، وجودي عقلي در نظر مىگيرد كه وجودي است أزلي وابدى در علم خدا وبنابراين ثابت وبي تغيّر ، كه وحدت وشخصيّت موجود مادّى بسته بدان است . صدرا بر اين باور است كه اين وجود عقلي همان صورت مثالي افلاطونى است . كه البتّه وجودي جداى از وجود خداوند ندارد ؛ وبر اين نكته در مواضع متعدّد تأكيد مىورزد . « 1 » فصل پنجم ملّا صدرا اين فصل را با بازگشت به اشكالى جدل آميز كه در فصل گذشته بدان اشاره كرده بود آغاز مىكند ؛ اشكالى مبنى بر اينكه قول به حركت جوهري نوعي نوآورى وتازه گويى است كه در آراء وسخنان هيچيك از حكيمان پيشين ديده نمىشود . در فصل قبل ، صدر المتألّهين با بيان اينكه تازه بودن سخن دليلي بر نادرستى آن نيست ، بلكه سخنى - هر چند نو وتازه - كه مدلّل باشد پذيرفتنى است ، وبا اشاره به مدلّل وبرهاني بودن حركت جوهري ؛ از اشكال مطرح شده گذر كرده بود . امّا در اينجا ، وى از ديدگاهى ديگر به اشكال ياد شده پاسخ مىگويد ؛ وبا عنايت به معيار اساسى وپيشفرض هميشگىاش ، يعنى يگانه بودن حقيقت حكمت با معرفتي كه از دين يا عرفان برآمده باشد ، آياتي از قرآن كريم وسخنان عارفانى چون ابن عربى وآراء حكيمان پيشين را در تأييد نظريّهء خويش گواه مىآورد ، تا از اين طريق ، وصف « بديع بودن » را نيز از نظريّهاش بستاند . در ادامهء مطالب اين فصل ، ملّا صدرا در حمايت از نظريّهء خود ، پس از نقل وتحليل گفتههايى از بهمنيار - شاگرد ابن سينا وصاحب كتاب التّحصيل - ، در بخشي با
--> ( 1 ) رك : همين رساله ، ص 81 ، 112 ، 126 ، 140 ، 144 ، 181 ، 212 و 241 .